- هنری جات را بیشتر خاصّه ی امور ِذوقیّه شناخته ایم ( پیش از مشروطه )
- البتّه گروهی سلوک و خبرش را نیز در این حدود پی گرفته اند ( مثل بالا )
- بعد این که بعدن ما به بعضی کارها و چیزها هنری گفتیم . یعنی زیاد هم قرار نبود که آن ها این جوری باشند . امّا وقتی از طرفی هنر حرام می شود ( در اسلام ) و از طرفی دیگر متون در وجه استحسانی شان است که قرار می یابند ، می شود همین آش ِشله قلم کار ِهنر ِایرانی ( پیش از مشروطه ادامه دارد )
- ایدئولوژی و رسانه هم که آمده اند ، هنوز نتوانسته اند میل به جمال را تصرّف کنند .
- این جوری ها و خیلی جورهای دیگر است که هنر ما هم آن وقت که لازمش داریم ، غیب می شود ؛ هنوز همین طوری تحت سیطره ی فرهنگ می ماند و آن فرهنگ ( این ) هم که همه اش عطف به ماسبق است . فرهنگی که شکل نمی گیرد و دفع تشکّل می کند .
- . . .
- . . .
- . . .
- می
- می شود این گهی که تویش هستیم : « ایران 85 »
کامنت های این پایین می توانند هر چیزی باشند برای این عجله

